ره آورد خورشید - قرآن در بیت المقدس

قرآن در بیت المقدس
قرآن,بیت,المقدس,

جستجوگر سایت

قرآن در بیت المقدس

پس از نماز صبح، در گوشه ای از خاکریز، خودم را رها می کنم. هنوز چشمان خسته ام نیمه باز است
که صدای انفجاری غافلگیرم می کند، بچه ها به سرعت در پشت خاکریزها سنگر می گیرند. ما کمین
خورده ایم….
نیروهای زرهی دشمن در حال نزدیک شدن هستند. حلقهٔ محاصره لحظه به لحظه تنگ تر می شود. از
یک سو نیروهای ما خسته هستند و به استراحت نیاز دارند و از سوی دیگر ارتباط ما با نیروهای خودی،
قطع شده است و غیر از سلاح های سبک مانند: کلاشینکف و آر.پی.جی، اسلحهٔ دیگری نداریم.
خاکریزهای کوتاه کنار جاده کاملاً در تیررس تانک های دشمن قرار دارد.
در چنین موقعیّت خطیری که بچه ها هریک به کاری مشغول هستند، با تعجّب می بینم که غلامرضا
صالحی بدون توجه به این همه هیاهو، در گوشه ای نشسته و درحالی که قرآن کوچکی در دست دارد،
آرام زمزمه می کند. شگفت زده از او می پرسم برادر عزیزم، در این وضعیت، کاری لازم تر از خواندن قرآن
پیدا نمی شود؟! نگاهی به من می کند و با تبسم می گوید: «قرآن به انسان آرامش و نیرو می دهد و من در این
شرایط به این نیرو و آرامش نیاز دارم ». دقایقی به خواندن قرآن ادامه می دهد و بعد قرآن را می بوسد و در
جیب روی سینه اش می گذارد و همراه با بچه های آر.پی . جی زن داخل شیار می شود.
باران گلولهٔ تانک لحظه به لحظه شدیدتر می شود. ناگهان غلامرضا را می بینم که با یک حرکت، خود
را جلوی تانک دشمن می رساند و آن را هدف قرار می دهد و به آتش می کشد. با توقف این تانک، تقریباً
جاده مسدود شده و در عرض چند دقیقه تعداد دیگری تانک متوقف می شود. فریاد «اللّٰه اکبر » از هرسو
به گوش می رسد و بچه ها از خاکریزها سرازیر می شوند ….
غلامرضا بار دیگر آر.پی.جی را آماده می کند، ولی این بار قبل از فریاد تکبیر، گلوله ای هوا را می شکافد
و بر پیشانی بلندش می نشیند. صدای آخرین «اللّٰه اکبر » او با پرواز روح پاکش به آسمان می رود.

منبع:
کتاب قرآن هفتم.
برچسب ها: قرآن ، جبهه ،
[ 10:01 ب.ظ ] [ علیرضا پورزید ] [ نظرات () ] []

نظرات این مطلب

سه شنبه 30 بهمن 1397 12:54 ق.ظ
جالب بود

آخرین مطالب


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات